من بمانم تو رفتنی باشی؟ این که اصلا قرار خوبی نیست!
عید امسال تنگ می چسبم به تن مهربان تنهایی
بی تو تکرار می کنم با خود : دل سیاستمدار خوبی نیست!
تو بخند و بخند و باز بخند، جای این اشک ها که می ریزم
خوب شد که تو زود فهمیدی گریه راه فرار خوبی نیست
قبر این مردگان خاک آلود التماسی ست از سر اجبار
که خدا هفت بار فرمودند : مرگ، گشت و گذار خوبی نیست!
دست کم روزهای آخر را اندکی عاشقانه تر طی کن
تا توانی دلی بدست آور، دل شکستن که کار خوبی نیست!
***
بوی باروت می دهد مغزم - در دلم موریانه ها جمع اند
توی شهر دلم چه غوغایی ست،من به تو ارث می رسم یا نه؟!
همه جا رنگ و بوی ابهام است،خبر تازه هم فقط اینکه
چند ساعت گذشته از مرگم...
خانه تبدیل شد به کندویی دیگران دسته جمعی عاشق من
ملکه می شوم به ناچاری لای یک خانه ی مقوا - نه !
هیچ کس زنده نیست - مغشوشم - بوق اشغال می زند قلبم
بی تو تکرار می کنم با خود : به کسی گفتم عاشقم یا نه؟!
خانه تبدیل شد به خاکستر، دودمانم به باد می چسبد
این جسد قاتلش مشخص بود یا خودم کشتمش خدایا...نه...
دست دریا از آسمان کوتاه ست...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط سیما نوذری
