کاغذی
هفتم شهریور 1388
قسم به"اصل صد و بیست وچار" کاغذی ات
که حلقه بسته به دورم مدار کاغذی ات
هنوز زل زده ام به لبم - لبت - به لبی
که رد شد از خم نصف النهار کاغذی ات
تو خسته ای و من این را قشنگ می فهمم
میان رعشه ی داد و هوار کاغذی ات
شبیه بوسه ای از روی ماه من رد شد!
شبی ستاره ی دنباله دار کاغذی ات
کنار پنجره سیگار می کشد دهنت
و فکر می کنی آنجا به یار کاغذی ات
شناگری تو در افکار خیس و در عجبم
که در نرفته چرا این زوار کاغذی ات
رسیدنم به نگاه تو غیر ممکن نیست
ونیز به نفس ِ بی قرار ِ کاغذی ات...
بیا و خیر سرت از قرارمان بگذر
که رفته زیر سوال اعتبار کاغذی ات!
ج م ع ه
ششم شهریورماه هشتاد و هشت
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط سیما نوذری
