تولد
هجدهم خرداد 1388
اینبار هجده شمع روشن روی کیکی سرد
با دختری که مثل هر شب زندگی می کرد
خرداد امسال از نگاه ابر می افتاد
از این سقوط مرگ آور زنده می شد درد
باید تو را پیدا کنم اما کجا امشب؟
احساس یک بیگانه را دارد خدا امشب
درگیر یک دیوانگی بودی که بعد از آن
چشمان تو نوزادهای گریه می آورد
تو معتقد بودی به چشمانی که زیبا بود
تو معتقد بودی به یک زن که شکیبا بود
از التماس خوابهای من فرو می ریخت
دندانی از دیوانگی هایی به ظاهر زرد
هجده خرداد را از همه ی سر رسیدهایم خط زدم ...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت توسط سیما نوذری
